تبلیغات
آموزشگاه پسرانه شهید قریشی - مطالب تربیتی
آموزشگاه پسرانه شهید قریشی
امام علی ( علیه السلام ) : هیچ دانشی هم چون اندیشیدن نیست .
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : قضایی
نظرسنجی
شما به کدام یک از موضوعات زیر علاقه دارید؟







یک شخص گفت:الله اکبر...لااله الاالله...محمد رسول الله

باز گفت:سبحان الله و بحمده سبحان الله العظیم 

وبعد گفت:لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین

این شخص 70000هزار نیکی به دست آورد.

این شخص خود شمایید که این اذکار رو گفتید.

                                  یه صلوات هم بفرستید





نوع مطلب : تربیتی، قرآنی، پرورشی _ فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 28 بهمن 1394

قرآن در آیات مختلف انسان را به مهربانی با پدر و مادر سفارش کرده است. آیاتی که چگونگی رفتار با پدر و مادر در آنها توضیح داده شده, اینجا آورده شده اند

 

1- سوره: 46 , آیه: 15

و انسان را [نسبت] به پدر و مادرش به احسان سفارش کردیم مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با تحمل رنج او را به دنیا آورد و باربرداشتن و از شیرگرفتن او سى ماه است تا آنگاه که به رشد کامل خود برسد و به چهل سال برسد مى‏گوید پروردگارا بر دلم بیفکن تا نعمتى را که به من و به پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى سپاس گویم و کار شایسته‏اى انجام دهم که آن را خوش دارى و فرزندانم را برایم شایسته گردان در حقیقت من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمان‏پذیرانم.



ادامه مطلب


نوع مطلب : قرآنی، تربیتی، آموزشی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 21 بهمن 1394
بر طبق قرآن, آفرینش این جهان در شش روز یا شش هنگام صورت گرفته است. این موضوع در 10 آیه شرح داده شده است.

 

1- سوره: 7 , آیه: 54

در حقیقت پروردگار شما آن خدایى است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر عرش [جهاندارى] استیلا یافت روز را به شب که شتابان آن را مى طلبد مى‏پوشاند و [نیز] خورشید و ماه و ستارگان را که به فرمان او رام شده‏اند [پدید آورد] آگاه باش که [عالم] خلق و امر از آن اوست فرخنده خدایى است پروردگار جهانیان



ادامه مطلب


نوع مطلب : تربیتی، آموزشی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 21 بهمن 1394

صدای پای مهربانی می‌آید، که گوش جان بشریت قرن‌ها این موسیقی حیاتبخش را در سیاه‌چاله ظلوم هجران خیر و خوشی، به انتظار نشسته است، تن خسته و جان نژند فرزندان آدم در گوشه گوشه این گوی خاکی چوگان عدل او را منتظرند تا روح انسانیت را از پرتگاه جهالت برباید و برهاند.

نیمه شعبان,نیمه شعبان ولادت امام زمان(عج)

مهدی آل محمد، منتظر اعظم، قرن‌هاست که کوچه کوچه عالم را در جستجوی اعوان و انصار خویش است، علی‌وار دستان مهربان خود را بر سر ایتام پیامبر خدا کشیده تا در هجران آن رحمت مطلق الهی روزگار بسپرند و انتظار را که جان فرساست برای عاشقان راستین آن سلاله فاطمه سهل نماید. این بار در میلاد خود، «نیمه شعبان» نسیم لطف و کرامت خود را در کوی و برزن شهر و دیارمان پراگنده و ریشه جانمان را از آب حوض کوثر ولایت که عطش هزار ساله را سیراب می‌کند، جامی ارزانی کرده است.

حجة الله آمد؛ زمین را عدل و داد فراگرفت، همانگونه که از ظلم و جور پر شده بود، راستی را که نیمه شعبان پایان نیمی از انتظار است، و نیم دیگر نه چراغانی کردن کوچه و کوی و خانه ظاهر؛ که روشن کردن جان جان با نور معرفت جانان و تقوای عملی و ایمان است.
اینک نشسته‌ایم بر مصطبه انتظار با کشکولی از ارادت و خواست آمدن یار، چاره‌ها ناچار است و گریزو گزیری که عقل با هزار توی خرد و کلان خود برایمان پی‌افکنده بود، خراب و یران شده که معمور کردن آن جز با دست دل و ترنم الهم عجل لولیک فرج و النصر و معماری که وارث علم محمدی باشد، ساخته نیست.
هرچه پیش می‌رویم، نوری نیست که بتواند این راه ظلمانی را بر ما روشن کند و این حجب نورانی را از پیش چشمان آدمی بردارد؛ اینک نزدیک است که دستی از آستین غیب برآید و وعده عظیم الهی به بار بنشیند؛ تا کوران و کران و منکران و ظالمان همه دوران‌ها را در حسرت عظیم فرو برد و مظلومان و منتظران را سعادت ابدی به ارمغان آورد.
ای منتظر ادیان، ای وعده و افتخار پیامبران و ای صالح و اباصالح دوران و ای صاحب و زبان قرآن آنک جهان مرگ را در پیش چشم دارد و مظلومان و مصلحان جز تو را سراغ ندارند، از خدای خود طلب ظهورکن که جان‌ها ، به لب رسید و چشمه اشک چشم‌ها خشکید، خون در دل موج می‌زند و تیر طعنه طاعنان روح و جانمان را ریش ریش کرد. تو خواهی آمد نه، تو آمدی؛ اما ما را آماده آمدنت ندیدی؛ اما بدان که منتظران حقیقی تو برگ و بار یاری و همراهیت را آماده دارند؛ بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم!

می‌دونم یه شب میای خاکو چراغون می‌کنی
شیشه عمر شبو می‌شکنی داغون می‌کنی

شنیدم وقتی بیای از آسمون گل می ‌ریزه
کوچه باغا رو پر از بیدای مجنون می ‌کنی

شنیدم وقتی بیای غصه هامون تموم می‌شه
قحطی گریه می‌آد، خنده رو ارزون می‌کنی

آسمون به احترامت پا می‌شه به اون نشون
که تو سفره زمین خورشید و مهمون می‌کنی

دلامون خیلی گرفته، شبامون خیلی سیاس
می‌دونم یه شب می آی خاکو چراغون می‌کنی!

منبع:razavi.ir1





نوع مطلب : تربیتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 12 خرداد 1394

شیوه صحیح تربیت کودکان از زبان کارشناسان

 

کلید اصلی شیوه تربیتی مناسب درک شخصیت خلق و خوی کودک است تا در کنار آن بتوانید استعدادها و تمایلات او را بهتر شناسایی کنید.

 همه والدین دوست دارند فرزندانشان خوشحال، خوش رفتار و قابل احترام از سوی دیگران باشند.

فرزندانی که بتوانند به راحتی با دیگران تعامل ایجاد کنند. هیچ کس دوست ندارد به داشتن فرزندی بی تربیت متهم شود. روش های موثر آموزش، مسائل تربیتی و کمک گرفتن از مشاور می تواند به بهترین وجه ممکن به والدین در این راستا کمک کند.

اگر بخواهیم تعریف واضحی از تربیت ارائه کنیم باید بگوییم که تربیت، آموزش رفتارهای خوب و نشان دادن رفتارهای بد برای جلوگیری از انجام آن به کودک است. به عبارت دیگر، « تربیت » به کودک پیروی از مجموعه قواعدی را می آموزد و شامل روش های تنبیهی و تشویقی است. اما همین چند جمله در عمل چنان بر والدین دشوار است که گاه فاصله آن ها تا تربیت صحیح فرسنگ ها دور است.

 اولین مرحله این است که والدین باید ویژگی های کودک خود را شناسایی کنند. اما باید توجه داشت که خود والدین به ۳ گروه تقسیم می شوند:

والدین مقتدر

که توقعات و خواسته های واضحی دارند و به احساسات کودک خود احترام می گذارند. آن ها انعطاف پذیر هستند و از روش حل مسئله به صورت مشارکتی با کودک خود استفاده می کنند. این دسته از والدین بهترین روش تربیتی را اتخاذ می کنند

والدین مستبد

که توقعات و خواسته های واضحی از فرزندان خود دارند اما به احساسات کودک خود توجهی نمی کنند و در واقع با رفتارهای خود به کودک می فهمانند « من پدر تو هستم پس هر چیزی که من می گویم درست است.» این شیوه مورد تایید نیست.

والدین آسان گیر

که به احساسات کودک خود بیش از حد توجه می کنند و این شیوه نیز مورد تایید کارشناسان نیست.

روش های تربیتی

شیوه تربیتی که برای فرزند خود انتخاب می کنیم ممکن است به رفتاری که از او سر می زند و سن او، خلق و خو و سبک تربیتی ما متفاوت باشد.

به برخی از این راهکارهای پیشنهاد شده اشاره می کنیم.

تشویق رفتارهای مثبت

پذیرش رفتارهای مثبت و تشویق او بهترین کار برای ادامه رفتارهای مثبت است. به عبارت دیگر وقتی کار مثبتی می کند کار خوبش را مورد تحسین قرار دهید.

بگذارید کودک خودش نتیجه طبیعی رفتارهای بدش را ببیند

نیازی به سخنرانی و سرزنش کردن نیست. بنابراین این بار که یک اسباب بازی را شکست، بی توجه به این کار به او بفهمانید که دیگر نمی تواند با آن بازی کند.

محرومیت

گاهی اوقات یک رفتار بد نتیجه طبیعی یا منطقی به همراه ندارد و یا فرصتی برای تبیین آن ها نداشته اید. بنابراین محرومیت می تواند به کودک ناپسند بودن رفتارش را نشان دهد. به عنوان مثال اگر کودک تا زمان معینی کاری که از او خواسته شده انجام ندهد نمی تواند برنامه عصر تلویزیون را تماشا کند. این شیوه به شرطی موثر است که محرومیت با نوع کار ناپسند کودک همخوانی داشته باشد.

جداسازی

این شیوه فقط زمانی موثر است که بدانید کودک دقیقا چه عمل خطایی را و چه اندازه عمدی انجام داده است. دقایقی او را در مکانی نه چندان راحت تنها بگذارید. این شیوه زمانی موثر می افتد که کودک بفهمد هدف از این محروم سازی چه چیزی بوده است.

این شیوه از ۲ سالگی به بعد موثر است و به ازای هر سال سن کودک می توان او را تنها گذاشت. مثلا برای یک کودک ۴ ساله، ۴ دقیقه جداسازی موثر است. در سنین پایین این روش بسیار موثر است زیرا محرومیت از حضور در کنار پدر و مادر برای کودک دشوار است.نباید فراموش کنیم که تنبیه جسمی کودک به افزایش پرخاشگری، خشونت و میل به ضربه زدن به دیگران و توجیه رفتارهای خشن از سوی کودک تلقی می شود و جایگاهی در شیوه های تربیتی موثر ندارد.

شیوه تربیتی خود را با خلق و خوی کودک مطابقت دهید

کلید اصلی شیوه تربیتی مناسب درک شخصیت خلق و خوی کودک است تا در کنار آن بتوانید استعدادها و تمایلات او را بهتر شناسایی کنید.

در مورد شیوه تربیتی خود تا حد امکان با کودک مشورت کنید.

به شخصیت کودک احترام بگذارید

حتی زمانی که قصد تربیتی دارید به او احترام بگذارید. بچه هایی که از پدر و مادر خود احترام می بینند بیشتر به آن ها احترام می گذارند اگر کمی سخت گیری کردید یا عصبانی شدید از او عذرخواهی کنید. همان طور که دوست دارید او با شما رفتار کند با او رفتار کنید.

صبور باشید

هر شیوه ای اگر عجولانه و با انتظارات نابه جا پیاده شود، نتیجه نخواهد داد. اگر با یک شیوه نتیجه نگرفتید مایوس نشوید و آن را ادامه دهید. قواعدی را که خود تعیین کرده اید هرگز زیر پا نگذارید و هرگز در مقابل دیگران از رفتارهای ناشایست او صحبت نکنید.

وقتی حرکتی ناشایست از او سر زد پس از اعمال شیوه تنبیهی مناسب از او نخواهید عذرخواهی کند یا درباره آن کار سخنرانی نکنید. به او کمک کنید پس از تنبیه به روال عادی برگردد.

بدایند کدام شیوه تربیتی با کودک شما تناسب دارد

قبل از اعمال تنبیه مطمئن شوید او منظور شما را از عملی که به نادرست انجام داده، فهمیده است. گاهی اوقات والدین منظور خود را به درستی بیان نمی کنند و یا توقعی فراتر از توانایی کودک از او دارند.

به دنبال ریشه بعضی رفتارها باشید

اگر رفتار ناشایستی به تکرار از او سر زد، بخشی از تلاش خود را برای علت یابی آن معطوف کنید. شاید کودک از واقعه یا حادثه ای متاثر شده و در واکنش به آن دست به رفتارهای نادرست و غیرقابل توجیه می زند. شاید تحت استرس قرار دارد و نمی تواند از آن به کسی بگوید. بنابراین با شناسایی ریشه این مشکلات سعی کنید بهتر به او کمک کنید.





نوع مطلب : تربیتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 28 بهمن 1393

دامهای شیطان رجیم

شیطان از جنس جن است و از آتش خلق شده است،

و قبل از اینکه از بهشت رانده شود خدا را بسیار عبادت میکرد

به همین دلیل خود راعزازیل (عزیز کرده خدا) نامید. امام علی (ع)فرمودند :

شیطان هفتاد هزار سال خدا را عبادت کرد و فقط یک نماز دو رکعتی

او چهار هزار سال طول کشید . وقتی خدا انسان را از خاک آفرید

و روح در آن دمید به تمام ملائکه دستور داد که به آدم سجده کنند و

همه سجده کردند بجز ابلیس . شیطان به خدا گفت : من هفتاد هزار سال

تو را عبادت کردم و خودت فرمودی هر کس مرا عبادت کند عبادتش را

بی نتیجه نمی گذارم و عوضش را به او می دهم . خداوند فرمود : هر چه

در دنیا بخواهی به تو عطا می کنم. شیطان گفت  اول اینکه اجازه دهی

که تا قیامت زنده بمانم . خداوند فرمود : تو را تا آن روز مهلت می دهم .

دوم اینکه در مقابل هر یک از فرزندان آدم دو فرزند به من عطا کنی

تا برای هر یک از اولاد آدم دو فرزند را مسلط کنم تا آنها را به گمراهی بکشانند .

خداوند باز هم قبول کرد . سوم اینکه از تو می خواهم مرا در بدن اولاد آدم

همچون خون جریان دهی که از هر جای بدن بتوانم او را به معصیت بکشانم .

چهارم اینکه می خواهم اولاد آدم ما را نبینند ولی ما آنها را ببینیم

پنجم اینکه می خواهم به من قدرتی دهی که به هر شکلی که می خواهیم

درآیم و هر جا که می خواهم بروم . ششم اینکه می خواهم تا دم مرگ

پیش اولاد آدم باشم یعنی وقتی حضرت ملک الموت برای قبض روح

به سراغ انسان می آید شیطان هم حاضر می شود ،و انسای را وسوسه می کند .

امام محمد باقر (ع)فرمودند : هنگامی که انسان در حال جان کندن است

خیلی تشنه می شود، و در آن هنگام شیطان با یک لیوان آب می آید و می گوید :

اگر بر من سجده کنی و کافر شوی این آب را به تو می دهم . وقتی نا امید می شود

آب را می ریزد و می گوید: من از تو بیزارم و می رود . هفتم اینکه از تو می خواهم

که مرا بر سینه اولاد آدم مسلط کنی تا او را وسوسه کنم . خداوند در پایان می فرماید :

تمام خواسته هایت را برآورده می کنم ولی هر کس پیرو تو باشد او را به

جهنم می فرستم . بعد شیطان می گوید:ای خدا به عزت وجلالت قسم که

همه انسانها را گمراه می کنم مگر عده معدودی که بنده خاص تو هستند .

سپس گفت حالا که مرا بیرون می کنی جایی برای زندگی کردنم معین کن .

خداوند فرمود : تو را در حمام ها و هر کجا که محل رفت و آمد مردم

است قرار دادم . شیطان گفت : غذای من چه باشد . خداوند فرمود :

سر هر سفره ای که نام من (بسم الله الرحمن الرحیم) برده نشود بنشین

و با آنها که همچو حیوان گرسنه اند غذا بخور . امام محمد باقر (ع) در این باره

می فرمایند : اگر اول غذا یادتان رفت بسم الله بگویید آخر غذا بگویید تا شیطان

هر چه خورده برگرداند . بعد شیطان گفت که من احتیاج به آب دارم ،

خداوند فرمود آب تو شراب و هر چیز مست کننده باشد. بعد گفت برای

من کتابی قرار بده . خداوند فرمود : کتاب تو وَشم (خالکوبی ها و کتابهای

سحر و جادو) است. اولین کسی که سحر و جادو را به انسان آموخت

شیطان بود . بعد شیطان گفت : برای من حدیثی قرار بده .  خداوند فرمود :

حدیث تو دروغ است . بعد گفت برای من دام و وسیله شکار قرار بده .

خداوند فرمود : زنان را وسیله صید و به دام انداختن مردم قرار دادم .

روزی حضرت محمد (ص) شیطان را در مسجد الحرام دید . پیش

او رفت و به او گفت : ای ملعون چرا ناراحتی ، شیطان گفت از دست

تو و امت تو ناراحتم . حضرت فرموداند : چرا از من ناراحتی ؟

شیطان گفت : چون که این همه تلاش می کنم که مردم را گمراه کنم

ولی تو در قیامت آنها را شفاعت می کنی و تمام زحمات مرا به هدر می دهی ،

به همین خاطر با تو دشمنم . حضرت فرمودند : از امتم چرا ناراحتی ؟

شیطان گفت : امت تو خصوصیاتی دارند که امت های دیگر ندارند .

اول اینکه وقتی به هم می رسند سلام می کنند که سلام اسم خداست

و من از این اسم می ترسم . دوم اینکه وقتی همدیگر را می بینند

به یکدیگر دست می دهند و تا دستهایشان از هم در نیامده گناهانشان

بخشیده می شود . سوم اینکه وقتی می خواهند غذا بخورند بسم الله می گویند

و من دیگر نمی توانم غذا بخورم و گرسنه می مانم . چهارم اینکه

بعد از خوردن غذا الحمدالله میگویند . پنجم اینکه وقتی اسم تو می آید بلند بلند

صلوات ختم می کنند و آنقدر ثواب آن زیاد است که من فرار می کنم .

ششم اینکه وقتی می خواهند کاری کنند ان شاءالله می گویند و من دیگر

نمی توانم در آن کار دخالت کنم و آنها را به هم زنم . هفتم آنکه صدقه

می دهند، و وقتی که صدقه    می دهند ،هم گناهانشان آمرزیده می شود و

هم هفتاد نوع بلا را از خود دور می کنند . به همین دلیل  نبی اکرم (ص) فرمودند :

وقتی انسان دستش را در جیبش می کند تا صدقه بدهد، هفتاد شیطان

دست او را می گیرند تا او را منصرف کنند . هشتم اینکه آنها قرآن می خوانند

و در خانه ای که قرآن خوانده شود دیگر جایی برای من نمی ماند چون در آن

خانه ملائک رفت و آمد می کنند . نهم آنکه مرا زیاد لعنت  می کنند و با هر

لعنت یک زخم بر بدنم می افتد و تا زمانی که آن شخص را به گمراهی نکشانم

آن زخم ها خوب نمی شوند . دهم اینکه وقتی عطسه می کنند الحمد الله

می گویند، (حضرت فرمودند : عطسه از طرف خداوند و خمیازه از طرف

شیطان است، و وقتی عطسه می کنید  الحمد الله بگویید ) .

یازدهم اینکه وقتی گناه می کنند سریع توبه می کنند و زحمات مرا به

هدر می دهند . وقتی انسان نماز میخواند شیطان از او دور می شود .

اگر سجده نماز طولانی باشد شیطان از روی ناراحتی فریاد می کشد .

حضرت امام صادق (ع) فرمودند : هر کس نماز نخواند از شیطان

پست تر است، چون شیطان یک خطا کرد و آن هم اینکه بر آدم سجده

نکرد ولی انسان اگر نماز نخواند بر خدا سجده نمی کند . حضرت محمد (ص)

فرمودند : مجوز عبور از پل صراط نماز است و فرمودند : اگر نماز موءمن

قبول شود بقیه اعمال او نیز پذیرفته می شود . در نماز ها نماز صبح خیلی

سفارش شده است، و دلیل آن این است که در هنگام شب، فرشتگانِ شب

پیش انسان هستند و اعمال شب را می نویسند، و هنگامی که اذان صبح

را می دهند، فرشتگانِ شب می روند و جای خود را به فرشتگان روز می دهند،

پس اگر نماز صبح را بخوانیم در دو پرونده ثبت می شود . آخرین عمل

که همین نماز صبح است را فرشتگان می نویسند، و اولین چیزی که

در پرونده صبح ثبت می شود، همان نماز صبح است . همچنین از

حضرت امام صادق (ع) منقول است که از صفات مومن این است که

بسم الله الرحمن الرحیم را در نماز بلند بگوید، و هر کس بعد از تکبیر نماز

قبل از شروع سوره حمد  اعوذ بالله من الشیطان الرجیم را بگوید، به اندازه

هر مویی که در بدن اوست هزار حسنه برای او می نویسند .

حضرت محمد (ص) فرمودند : هر کس بعد از نماز

تسبیحات حضرت زهرا (س) را بگوید، به خصوص اگر با انگشتان

بشمارد همان دست هایش او را در قیامت شفاعت می کنند .

** و مِن اللهِ توفیق **

سید محمد حسینی

روحانی امین مدرسه شهید قریشی





نوع مطلب : تربیتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 19 بهمن 1393

بلى مَنْ زَارَهَا عَارِفا بِحَقِّهَا فَلَهُ الْجَنَّةُ
آرى هركه او را زیارت كند،درحالى‏كه عارف به حقش باشد،بهشت براى اوست.
چون به نزد قبر آن حضرت برسى،بالاى سر،رو به قبره بایست،و سى‏وچهار مرتبه اللّه اكبر و سى‏وسه مرتبه سبحان اللّه و سى‏وسه مرتبه الحمد للّه بگو،آنگاه بخوان:
السَّلامُ عَلَى آدَمَ صِفْوَةِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى نُوحٍ نَبِیِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى مُوسَى كَلِیمِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى عِیسَى رُوحِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا رَسُولَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا خَیْرَ خَلْقِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا صَفِیَّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ خَاتَمَ النَّبِیِّینَ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ وَصِیَّ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا فَاطِمَةُ سَیِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ السَّلامُ عَلَیْكُمَا یَا سِبْطَیْ نَبِیِّ الرَّحْمَةِ وَ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَ الْعَابِدِینَ وَ قُرَّةَ عَیْنِ النَّاظِرِینَ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ بَاقِرَ الْعِلْمِ بَعْدَ النَّبِیِّ ،
سلام بر آدم برگزیده خدا،سلام بر نوح پیامبر خدا،سلام بر ابراهیم دوست خدا سلام بر موسى همسخن خدا،سلام بر عیسى روح خدا،سلام بر تو اى رسول خدا سلام بر تو اى بهترین خلق خدا،سلام بر تو اى برگزیده خدا،سلام بر تو اى محمد بن عبد اللّه خاتم پیامبران،سلام بر تو اى امیر مؤمنان على بن ابیطالب،جانشین رسول خدا،سلام‏ بر تو اى فاطمه سرور بانوان جهانیان،سلام بر شما اى دو فرزندزاده پیامبر رحمت،و دو سرور جوانان‏ اهل بهشت،سلام بر تو اى على بن الحسین،سرور عبادكنندگان،و روشنى چشم بینندگان،سلام‏ بر تو اى محمد بن على،شكافنده دانش پس از پیامبر،
السَّلامُ عَلَیْكَ یَا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ الصَّادِقَ الْبَارَّ الْأَمِینَ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ الطَّاهِرَ الطُّهْرَ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا عَلِیَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى السَّلامُ عَلَیْكَ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ التَّقِیَّ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ النَّقِیَّ النَّاصِحَ الْأَمِینَ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا حَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ السَّلامُ عَلَى الْوَصِیِّ مِنْ بَعْدِهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى نُورِكَ وَ سِرَاجِكَ وَ وَلِیِّ وَلِیِّكَ وَ وَصِیِّ وَصِیِّكَ وَ حُجَّتِكَ عَلَى خَلْقِكَ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا بِنْتَ فَاطِمَةَ وَ خَدِیجَةَ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا بِنْتَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا بِنْتَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا بِنْتَ وَلِیِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا أُخْتَ وَلِیِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا عَمَّةَ وَلِیِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكِ یَا بِنْتَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ ،
سلام بر تو اى جعفر بن محمد،راستگوى نیكوكار امین،سلام بر تو اى موسى بن جعفر،امام پاك و پاكیزه،سلام بر تو اى على بن موسى‏ الرضا امام پسندیده،سلام بر تو اى محمد بن على تقى،سلام بر تو اى على بن محمّد نقى‏ اندرزگوى امین،سلام بر تو اى حسن بن على،سلام بر وصى پس از او.خدایا درود فرست بر نورت،و چراغت،و نماینده نماینده‏ات،و جانشین جانشینت،حجّتت بر آفریدگانت،سلام بر تو اى دختر رسول خدا،سلام بر تو اى دختر فاطمه و خدیجه،سلام بر تو اى دختر امیر مؤمنان،سلام بر تو اى دخرت حسن و حسین،سلام بر تو اى دختر ولىّ خدا،سلام بر تو اى خواهر ولىّ خدا،سلام بر تو اى عمّه ولىّ خدا،سلام و رحمت و بركات خدا بر تو اى دختر موسى بن جعفر،
السَّلامُ عَلَیْكِ عَرَّفَ اللَّهُ بَیْنَنَا وَ بَیْنَكُمْ فِی الْجَنَّةِ وَ حَشَرَنَا فِی زُمْرَتِكُمْ وَ أَوْرَدَنَا حَوْضَ نَبِیِّكُمْ وَ سَقَانَا بِكَأْسِ جَدِّكُمْ مِنْ یَدِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْكُمْ أَسْأَلُ اللَّهَ أَنْ یُرِیَنَا فِیكُمُ السُّرُورَ وَ الْفَرَجَ وَ أَنْ یَجْمَعَنَا وَ إِیَّاكُمْ فِی زُمْرَةِ جَدِّكُمْ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ أَنْ لا یَسْلُبَنَا مَعْرِفَتَكُمْ إِنَّهُ وَلِیٌّ قَدِیرٌ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ بِحُبِّكُمْ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ التَّسْلِیمِ إِلَى اللَّهِ رَاضِیا بِهِ غَیْرَ مُنْكِرٍ وَ لا مُسْتَكْبِرٍ وَ عَلَى یَقِینِ مَا أَتَى بِهِ مُحَمَّدٌ وَ بِهِ رَاضٍ نَطْلُبُ بِذَلِكَ وَجْهَكَ یَا سَیِّدِی اللَّهُمَّ وَ رِضَاكَ وَ الدَّارَ الْآخِرَةِ یَا فَاطِمَةُ اشْفَعِی لِی فِی الْجَنَّةِ فَإِنَّ لَكِ عِنْدَ اللَّهِ شَأْنا مِنَ الشَّأْنِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ أَنْ تَخْتِمَ لِی بِالسَّعَادَةِ فَلا تَسْلُبْ مِنِّی مَا أَنَا فِیهِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ اللَّهُمَّ اسْتَجِبْ لَنَا وَ تَقَبَّلْهُ بِكَرَمِكَ وَ عِزَّتِكَ وَ بِرَحْمَتِكَ وَ عَافِیَتِكَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِینَ وَ سَلَّمَ تَسْلِیما یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.
سلام بر تو،خدا بین ما و شما در بهشت شناسایى برقرار كند،و در گروهتان‏ محشور دارد،و بر حوض پیامبرتان واردمان نماید،و به ما با جام جدّتان،از دست على بن ابى طالب بنوشاند درودهاى خدا بر شما باد،از خدا خواستارم كه به ما درباره شما خوشحالى و گشایش بنمایاند،و ما و شما را در گروه جدّتان‏ محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)گرد آورد،و معرفت شما را از ما باز نگیرد،به راستى او سرپرستى تواناست.به درگاه‏ خدا به سبب دوستى شما،و بیزارى از دشمنانتان،و تسلیم بودن به خدا،تقرّب مى‏جویم،در حال خشنودى به آن،نه با انكار و تكبّر بلكه بر پایه یقین به آنچه محمد آن را آورده،و به آن خشنودم،به این امور خاطر تو را مى‏خواهم اى آقاى من،خدایا خشنودى‏ات‏ و خانه آخرت را مى‏خواهم،اى فاطمه درباره بهشت برایم شفاعت كن،به درستى كه براى تو نزد خدا مقامى از مقامات بلند است.خدایا از تو مى‏خواهم،كه سرانجام كارم را به خوشبختى ختم كنى،و آنچه را در آنم از دستم مگیرى،و جنبش و نیرویى جز به خداى والاى‏ بزرگ نیست.خدایا براى ما اجابت كن،و آن را به كرم و عزّتت و به رحمت و عافیّت بپذیر،و درود خدا بر محمّد و همه خاندان او،و بر آنان سلام،سلامى كامل،اى مهربان‏ترین مهربانان.

التماس دعا





نوع مطلب : تربیتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 10 بهمن 1393
تابنده نشیم ، تابنده نشیم
بی عشق خدا زیبنده نشیم
خورشید که تمثیلی ز نور حق است
گوید که به غیر حق وابسته نشیم
مهتاب چنین قصه ی خود می گوید
از جاهل و نادان دل افسرده نشیم
د ل را چو به نور حق کنیم وابسته 
از رنج سفر خسته و آزرده نشیم
باران همه اشک شوق دیدار بود 
خواهد که به این خاک  ، دلبسته نشیم
این دل که توان خانه ی حق دارد
با پیروی از نفس سرافکنده نشیم
در بندگی آزادگی گوید این را
در خانه حق به ظلمت آلوده نشیم





نوع مطلب : تربیتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 23 دی 1393

ایوان کسری شکافت ؛ آتش آتشکده فارس خاموش شد ؛  دریاچه ساوه خشکید؛خدایان سنگ و چوب عرب سرنگون شدند ؛ نوری به آسمان بلند شد که تا فرسنگها آن طرف  تر دیده شد ؛ انوشیروان و موبدان خواب وحشتناکی دیدند ...  . و محمد به دنیا آمد.

*********************************************************

اسمش را پدربزرگش انتخاب کرد. آن قدر خوشحال بود که سر از پا نمی شناخت.  برایش جشن بزرگی به پا کرد. وقتی مردم می پرسیدند: "عبدالمطلب!چرا محمد؟ "

 می گفت:"اسمش را محمد گذاشتم تا در دنیا و آخرت ستوده باشد"

*********************************************************

قبل از اینکه به دنیا بیاید پدرش فوت کرد. تا پنج سالگی پیش حلیمه بود. مادرش را هم یک سال بعد از دست داد.بعد از آن عبدالمطلب ؛ پدربزرگش؛ سرپرستش شد.او هم دو سه سال بعد مرد.قبل از مردن , سپردش به پسرش ابوطالب و زن او فاطمه بنت اسد.پدر و مادر علی, محمد را بزرگ کردند.

*********************************************************

به دنیا نیامده بود که پدرش مرد. هنوز شش سالش تمام نشده بود که مادرش هم رفت پیش پدرش. تا عبدالمطلب و ابوطالب بودند اوضاع تحمل کردنی بود. بعد از آنها هم دیگر برای خودش مردی شده بود اما، تنها.

خودش می‌گفت: «در کودکی درد یتیمی داشتم و در بزرگی رنج غریبی.»

*********************************************************

خدیجه خواب دیده بود. دیده بود که خورشید از آسمان پایین آمد وتوی خانه اش جا گرفت، تعبیر خواب خواست. گفتند: «با بهترینِ مردان ازدواج می کنی... .» محمد را که دید، خورشید خانه اش را پیدا کرد. *********************************************************

گفته بود: «همه پیامبران قبل از نبوت چوپانی کرده‌اند.»

گفته بودند: «خودتان چطور؟»

گفته بود: «من هم گوسفندان مردم مکه را توی سرزمین قراریط چوپانی کرده‌ام.»

حق هم داشت برای سر و کلّه زدن با آدم‌هایی مثل ابوجهل و ابولهب آدم باید هم قبلش با بز و گوسفند سر و کلّه زده باشد.

*********************************************************

گفتند: «اگر پیامبری باید معجزه کنی.»

 -محمد گفت :"آنوقت ایمان می آورید؟"

 - گفتند: "آری."

 گفت: "بگوئید."

 گفتند: «آن درخت را بگو از ریشه کنده شود و این جا بیاید.»

محمد اشاره ای کرد. درخت از زمین کنده شد و روی ریشه ها تا پیش دوید تا به محمد رسید و سایه اش را بر سرش انداخت.

گفتند: «درخت دو نیم شود.»

گفت ، شد.

 گفتند: «حالا به هم بچسبد.»

گفت، شد.

 گفتند: «بگو برگردد.»

گفت: شد.

 گفتند:" تو جادوگری!"

 گفت: «می دانستم ایمان نمی آورید. می بینم تان که در بدر کشته می شوید و جنازه تان را درون چاه می اندازیم...»

در بدر کشته شدند و جنازه شان در چاه انداخته شد.

 

*********************************************************

1 – خرید و فروش با هواداران محمد ممنوع.

2 – ارتباط و معاشرت با هواداران محمد ممنوع.

3 – ازدواج با هواداران محمد ممنوع.

4 – در هر اتفاقی، هواداری از هواداران محمد ممنوع.

همه بزرگان قریش امضا کردند. می‌خواستند هواداران محمد از راه خودشان برگردند.

*********************************************************

ماه حرام که می شد ، هواداران محمد از شعب ابی طالب بیرون می آمدند ، وقتی می خواستند چیزی بخرند کسی می آمد ، آن چیز را خیلی گرانتر می خرید .

اگر می خواستند چیزی بفروشند ، کسی می آمد ، آن چیز را خیلی ارزانتر می فروخت . سه سال کارشان همین بود . سه سالِ شعب ابی طالب .

*********************************************************

ابو طالب ، محمد و بعضی از هواداران از شعب آمدند بیرون ، کنار کعبه .

قریش گفتند : " ابوطالب ! محمد را رها کن ."

گفت : " کسی به عهد نامۀ شما دست زده ؟ "

گفتند : " نه."

گفت : " اگر به شما خبر بدهم عهد نامه را موریانه خورده و فقط کلمۀ “ بسمک اللهم ” مانده چه می کنید ؟ "

گفتند : " از کجا می دانی ؟ "

گفت : " خدای محمد ! "

گفتند : " نه ."

گفت : " اگر این طور بود شما آزار را تمام کنید ."

گفتند : " اگر این طور نبود ؟ "

گفت : " محمد را به شما می دهم ."

صندوق را باز کردند . فقط “ بسمک اللهم ” مانده بود . محاصره را نشکستند . عصبانی شدند و دشمنی شان بیشتر شد .

*********************************************************

محمد  می گفت رفته معراج؛ بیت المقدس، بیت لحم، مسجدالاقصی و بعد آسمان ها. ارواح پیامبران و بهشت و جهنم را دیده، بعد سدره المنتهی، دوباره برگشته بیت المقدس و بعد مکه.

گفتند: «دروغگو تو دیشب خانه ی  ام هانی بودی».

گفتند: "این سفر چند ماه طول می کشد."

 گفتند: «فلانی بیت المقدس را دیده، چطور بود؟»

محمد گفت.

گفتند: «حتما از کسی شنید ه ای.»

گفت: «بین راه به کاروان فلان قبیله برخوردم که شتری گم کرد ه بودند و دنبالش می گشتند. از آنها آب گرفتم و خوردم.» گفتند: « کاروان کجا بود؟»

 گفت: «نزدیک مکه». هنوز بحث ادامه داشت که کاروان وارد مکه شد. ابوسفیان هم در کاروان بود و حرف های او را تایید کرد.

*********************************************************

«دارالندوه» ، جلسه مشورتی سران قریش ، توطئه . 

گفتند: "از هر قبیله یک نفر . این طوری بنی هاشم دیگر نمی تواند برای خون محمد با همه ی عرب بجنگد ."

 رفتند و خانه را محاصره کردند . گفتند صبح برویم که همه ببینند قاتل محمد یک نفر نیست ،چهل نفر است .

داخل شدند . سراغ محمد رفتند. پارچه را از سرش کنار زدند . علی بود .

گفت :" چه می خواهید؟"

گفتند:"محمد را. "  

گفت :"مگر سپرده بودیدش به من  که از من می خواهید . "

برگشتند . خسته و خواب آلود .

*********************************************************

 نامه فرستاد . به خیلی جاها . مصر ، روم ، ایران و حبشه . همه به فرستاده احترام گذاشتند و محترمانه برخورد کردند جز خسرو پرویز . گفته بود : " چرا محمد اسم خودش را توی نامه جلوتر از اسم من نوشته ؟ "

نامه را پاره کرده بود و به حاکم یمن دستور داده بود محمد را کت بسته بفرستد ایران .

فرستاده های حاکم یمن آمدند پیش محمد . گفتند : " خسرو پرویز ، این طور گفته شما چه می گویید ؟ "

محمد معطل شان کرد . یک روز ، دو روز ، بیش تر ، چهل روز .

گفتند : " باید برویم . جواب خداوند ما خسرو پرویز را چه می دهید ؟ "

محمد گفت : " دیروز خداوندِ ما شکمِ خداوندِ شما را به دست پسرش شیرویه پاره کرد . دیگر قضیه اساساً منتفی شد . "

خبر را رساندند به حاکم یمن . گفت : " اگر حرفش درست باشد ، حتماً پیامبر است . "

وقتی خبر مرگ خسرو پرویز از ایران رسید ، همه شان مسلمان شدند . بدون لشکر کشی و خون ریزی .

*********************************************************

یهودی ها گفته بودند : " دین محمد کامل نیست . قبله ندارد . چون به سمت قبلۀ ما نماز می خوانند . "

دو رکعت از نماز ظهر را رو به بیت المقدس خوانده بود که رویش را برگرداند به سمت کعبه . بقیه هم قبله شان را از یهود جدا کردند ، به فرمان خدا .

*********************************************************

هر چه خواستگار برای دردانۀ محمد آمد ، رد شد . هر چند از اشراف بود و مال زیاد داشت . همه فهمیدند شوهرِ دختر محمد ، یک نفر خاص است .

علی را تشویق کردند . به خواستگاری رفت . سرش پایین بود .

هر چه می خواست بگوید کوچک شد توی دو سه جمله . محمد فهمید و خندید . گفت : " باید نظر فاطمه را بپرسم . " پرسید . جوابی نبود جز سکوت . محمد گفت : " الله اکبر ! سکوتها اقرارها . "

*********************************************************

وسط خطبه بود كه یك دفعه از جایش بلند شد .از منبر پایین آمد.از بین جمعیت رد شد . كودكی زمین خورده بود.محمد اورا بلند كرد . هم راه خودش برد بالای منبر . روی زانویش نشاند و خطبه را ادامه داد . نوه اش بود؛ حسن .

*********************************************************

دیر کرده بود. هیچ وقت برای نماز جماعت دیر نمی‌آمد. نگرانش شدند و رفتند دنبالش. دیدند بچه‌ای را سوار کولش کرده و برایش نقش شتر را بازی می‌کند.

گفتند: « از شما بعید است، نماز دیر شد.»

رو به بچه کرد و گفت: «شترت را با چند گردو عوض می‌کنی؟»

بچه چیزی گفت.

گفت: «بروید گردو بیاورید و مرا بخرید.»

کودک می‌خندید، پیامبر هم.

*********************************************************

وقتی با دوازده هزار نفر از یارانش وارد مکه شد، می‌توانست عوض آن همه آزار واذیتی که کفار و مشرکان کرده بودند را سرشان بیاورد.

یکی از یارانش هم داد می‌زد: «الیوم، یوم الملحمه!» یعنی امروز روز جنگ است.

فرستاد جلویش را گرفتند. بعد به علی گفت بلند بگوید: «الیوم، یوم المرحمۀ!» یعنی امروز روز مرحمت و گذشت است.

*********************************************************

داخل مجلس شد.فقیر بود و سر و وضع و لباس درست و حسابی نداشت.جای خالی پیدا کرد و نشست.کسی که پیش او بود لباسش را کشید و خودش را جمع و جور کرد.

محمد گفت:"ترسیدی چیزی از ثروتت کم بشود؟"

مرد گفت:"نه."

محمد گفت:"ترسیدی چیزی ازفقر او به تو بچسبد؟"

مرد گفت:"نه."

محمد گفت :"پس چرا این کار را کردی؟"

مرد گفت:"اشتباه کردم.حاضرم نصف ثروتم را برای جبران اشتباهم به او بدهم."

مرد فقیر گفت:"نه.نمی گیرم.می ترسم بگیرم و روزی مثل او بشوم."

*********************************************************

نشسته بودند دور هم خرما می خوردند. هسته خرماهایش را یواشکی می گذاشت جلوی علی. بعد از مدتی گفت: «از همه شکمو تر کسی است که هسته خرمای بیشتری جلویش باشد.»

همه نگاه کردند. جلوی علی از همه بیشتر بود.

علی گفت: «ولی من فکر می کنم کسی است که خرماهایش را با هسته خورده.»  

نگاه کردند. جلوی محمد هسته خرمایی نبود. همه خندیدند.

*********************************************************

نشسته بود توی مسجد . یكدفعه كمی جا به جا شد و پای راستش را دراز كرد . و به آرامی پرسید : "این پا شبیه چیست " ؟
هر كس به مبالغه چیزی گفت . از ستون هستی تا عصای موسی پیش رفتند .
لبخندی زد و گفت: " شبیه این یكی است."

بعد آن یک پایش را دراز كرد.دگر خستگی پایش در رفته بود.
*********************************************************

علی و عباس زیر بغل های محمد را گرفته بود ند که وارد مسجد شد. رو به جمعیت کرد و گفت: «وقت رفتن من است کسی حقی بر گرد ن من دارد؟»

یک نفر گفت: «از جنگ طائف که بر می گشتیم، شما می خواستی شترت را شلاق بزنی که به شکم من خورد.»

محمد دستور داد بروند از خانه همان شلاق را بیاورند بعد پیراهنش را بالا زد و گفت: «قصاص کن.»

آن مرد سرش را روی سینه و شکم محمد گذاشت و بوسید. گفت :"می خواستم سینه تان را ببوسم."

*********************************************************

محمد تب کرده بود. خودش می‌گفت به زودی می‌رود. بعضی از صحابه آمده بودند عیادت.

گفت: «کاغذ و قلم بیاورید تا نامه‌ای بنویسم که گمراه نشوید.»

یکی گفت: «پیامبر تب کرده و هذیان می‌گوید، قرآن کافی است.»

و نگذاشت قلم و کاغذ بیاورند. می‌ترسید سند رسوایی بشود برای بعضی‌ها.

*********************************************************

حالش خیلی بد بود. گفت به برادرم بگویید بیاید. همه فهمیدند علی را می‌گوید. به علی گفت کمک کند تا بلند شود. علی سر محمد را گرفت و بلندش کرد تا بنشیند. محمد نشسته بود و سرش در آغوش علی بود که رفت.    

 

برگرفته از کتاب « آفتابِ آخرین» از مجموعه کتب 14 خورشید و یک آفتاب

 





نوع مطلب : تربیتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 18 دی 1393
السلام علیک یا رسول الله

28صفر سالروز شهادت رسول مهربانی حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله وسلم)و امام حسن مجتبی (ع) تسلیت باد.




نوع مطلب : تربیتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 28 آذر 1393
وقتی شما در حال حمل قرآن هستید؛
شیطان دچار درد شدید در سر میشود
و باز کردن قرآن ، شیطان را تجزیه می کند.
و با خواندن قرآن ، به حالت غش فرو میرود..
و خواندن قرآن باعث در اغما رفتنش میشود؟؟؟؟
و آیا شما می دانید که هنگامی که می خواهید
این پیام را به دیگران ارسال کنید ، شیطان سعی خواهد کرد تا شما را منصرف کند؟؟؟؟
فریب شیطان را نخور!!!!!

پس این حق را دارید که این پست را کپی کنید و در وب هایتان بگذارید ... .






نوع مطلب : تربیتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 31 تیر 1393






1- خبر تولد على (ع )
 2- دستهایم رو به خداست !!
  3- تربیت على (ع ) در دامان پیامبر (ص )
  4- بار خدایا! جمعشان را پراكنده مكن
  5- جوانمرد نوجوانان
  6- براى ازدواج چه دارى
  7- لقب قضم براى على (ع )
  8- مشاهدات قبلى و غیبى
  9- پرورش دهنده على (ع )
  10- مولود قرآن خوان !
  11- كودك خوش اقبال و فرخنده !
  12- قبله حاجات على (ع )
  13- تولد على (ع )
  14- كودك بت شكن
  15- خواسته هاى پیامبر (ص ) از خداوند
  16- پیشگویى ولادت حضرت على (ع )
  17- قارى قرآن در آغوش پیامبر (ص )
  18- خبر تولد على (ع ) براى راهب
  19- غذاى بهشتى براى ابوطالب (ع )
  20- غذاى بهشتى براى فاطمه بنت اسد
  21- پیشگوئى كاهن درباره مادر على (ع )
  22خواب فاطمه بنت اسد
  23- خواب بعدى فاطمه بنت اسد
  24- قربانى براى درخواست فرزند
  25- لرزه در مكه
  26- تكلم على (ع ) در رحم مادر
  27- سقوط بتها در مقابل فاطمه
  28- گفتگوى و تبریك موجودات
  29- ابوطالب صبر كن
  30- فاطمه بنت اسد و ورود به كعبه
  31- جبرئیل و فاطمه بنت اسد
  32- فاطمه در داخل كعبه
  33- پرستاران فاطمه در كعبه
  34- چگونگى تولد على (ع )
  35- ناله شیطان در تولد على (ع )
  36- على (ع ) و بانوان بهشتى
  37- ملاقات انبیاء الهى با على (ع ) در كعبه
  38- ملائكه الهى در محضر مولود كعبه
  39- نداى الهى در بدرقه مولود كعبه
  40- حوادث آسمانى در تولد على (ع )
  41- حجت خدا كامل شد
  42- سال خیر و بركت
  43- سخنان مادر مولود كعبه
  44- تبریك تولد على (ع )
  45- دیدار پیامبر (ص ) با على (ع ) در تولد
  46- قرائت كتب انبیاء (ع ) توسط على (ع )
  47- نامگذارى نوزاد كعبه
  48- جلوه اى نورانى بر آسمان
  49- مومنین به وسیله تو رستگار شوند
  50- ولیمه ابوطالب در تولد على (ع )





نوع مطلب : تربیتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 29 تیر 1393



فاطمه زهراسلام الله علیها در شب های مبارک قدر (یعنی شب های نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم ماه رمضان) فرزندانش، از جمله امام حسن علیه السلام، را بیدار نگاه می داشت؛ و به‌خصوص در شب بیست و سوم که احتمال شب قدر بودن آن بیشتر است، تلاش می کرد که لحظه‌ای نخوابند.
در آن شب‌ها شام مختصرتری به بچه ها می‌داد و اگر بچه‌ها خواب‌شان می‌گرفت، به صورت آنها آب می‌پاشید، تا از فیض شب قدر کاملاً بهره‌مند گردند.






نوع مطلب : تربیتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 29 تیر 1393


ماه رمضان ماه تمام اعضای خانواده است و کودکان نیز از این بحث جدا

نیستند و آن ها نیز می توانند به سهم خودشان از این ماه استفاده کنند.

  



تعدادی از خانواده های جوان، کودکانی دارند که قادر به روزه گرفتن نمی باشند. اما این امر به تنهایی دلیلی برای جدایی کوچکترین عضو خانواده از این ضیافت الهی نیست.

دستورالعمل غذایی برای کودکان

توجه بنیادی رمضان، حتی برای کودکان، امتناع از خوردن و آشامیدن از اذان صبح تا اذان مغرب است و یکی از شمار مزایای روزه داری سلامتی است. ماه رمضان برای آنانی که روزه داری را آغاز می کنند، زمان خوبی برای القای آرام عادات رژیم سلامتی است.

میوه، خرما، کشمش و عسل شماری از خوراکی هایی هستند که در قرآن آمده اند و بیشتر آنها به سهولت یافت می شوند. به نعمات این خوراکی ها فکر کنید که کودکان نسبت به پذیرش ایده نعمات خداوند پذیراتر هستند و در طول این ماه مبارک عادات خوبی را فرا می گیرند. خرما بشکلی ویژه اثر آرامش بخش در سرشت آنان دارد، مطلبی که هر مادری بکلی آن را می پذیرد.

اگر غذا ساده باشد، تشویق کودکان به آماده کردن غذا برای افطار ایده خوبی است. در نهایت آنها قادر خواهند بود تا ارزش این کار اجرایی دشوار را درک کنند.

کودکان را تشویق کنید تا وسایل خود را جمع کنند تا با هم به مسجد بروید. به آنها اجازه دهید تا در بخشش به یکدیگر مشارکت کنند، این کار باعث می شود تا آنها نسبت به البسه و اسباب بازی هایشان توجه بیشتری داشته باشند.

 

 

درخت نعمات بسازید

شما والدین گرامی می توانید از پوسترهای بزرگ برای ساختن تنه درخت و از پوستر های رنگی کوچکتر برای برگها استفاده کنید. از فرزندانتان درباره نعماتی که دارند بپرسید و از آنها بخواهید تا نام آنها را بنویسند یا شکل آنها را روی برگها بکشند. آنها را روی درخت بچسبانید و توجه داشته باشید که این درخت از طریق رمضان رشد می کند.

پس از یک ماه گزارش گیری از نعمات و برکات و اضافه کردن آنها به تنه درختی بی ثمر، اجازه دهید تا درک کنند که از ماه رمضان چه نعماتی را دریافت نموده اند.

به یاد داشته باشید که با تکیه بر عشق و رحمت خداوند به آن برکات نائل گردیده اید. همچنین با گذر این روزها از ایشان بپرسید که چگونه می توانند مهربانی خداوند را با دعا، صدقه و عمل خوب پاسخ گویند.

کودکان می توانند از وقایع درک خوبی داشته باشند و آنها را یادداشت کنند. این اقدام می تواند یک حرکت تازه و جدید باشد.

زمان قصه گویی در مسجد

اگر ممکن است، تلاش کنید تا با خانواده هایی که کودکان هم سن و سال فرزند شما دارند دور هم جمع شوید. این کار را می توانید در مسجد یا در خانه به شکل دوره ای انجام دهید. به نوبت داستان هایی درباره پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت(ع) بگویید. هیچ زمانی همچون رمضان زمان مناسبی برای بیان سیره پیامبر خدا و اهل بیت عصمت و طهارت و تعهد ایشان نسبت به دین کامل ایشان یعنی اسلام نیست.

داستانهایی دیگری که مناسبت دارد را از قرآن روایت کنید. هر مقدار که کودکان از قرآن بیشتر بشنوند و بیاموزند، حتی اگر آنقدر کوچک باشند که ندانند که چطور باید بخوانند، ریشه اسلام در قلب آنها بیشتر رشد خواهد کرد. بهتر است سعی کنیم که همیشه از کمترین سن ممکن بذر ایمان را در قلب کودکمان بکاریم.

پیوستن به کارهای جمعی

بردن مکرر کودکان به مسجد و پیوستن به همه فعالیتهای اجتماعی رایج در آن، راهی عالی در جهت نفوذ عشق به رمضان در آنها است. تشویق آنها به گستردن و جمع کردن جانماز و حتی گستراندن زیر انداز برای صرف افطار، راه های کوچکی برای تقویت این جذابیت است و می تواند آموزنده هم باشد. در حقیقت این فعالیتها ماه مبارک رمضان را هر چه بیشتر ملموس و محسوس می کند.

گوش دادن به قرآن

مطالعه روزانه قرآن امری پسندیده است، و این امر در ماه رمضان و بهار قرآن جلوه ای خاص می یابد. گوش دادن به آیات قرآن باعث می شود کودکان هر چه بهتر و بیشتر میل و رغبت به نزدیک شدن به خداوند پیدا کنند. در واقع آنها از طریق قرار دادن این پیام ها در ضمیر خود به این سمت حرکت می کنند. در هنگام خواب و بیداری برای آنها قرآن پخش کنید. این کار باعث می شود که آنها شنیده های امروز را فردا به عمل آورند. به میزانی که از کودکی آنها این کار را آغاز کنیم در سالهای متمادی و دورانی طولانی مدت تری این کردار با ایشان همراه خواهد بود.

بخشش در رمضان

رمضان زمان خوبی برای بخشش است. از کودکانتان بخواهید تا از داشته هایشان به دیگران بویژه به یتیمان بدهند. این عمل بخشش و عدم دلبستگی به اموال را به آنها آموزش می دهد.

ایجاد صندوق صدقات

به کودکان آموزش دهید تا مبلغی را به عنوان صدقه جمع آوری کرده و آن مبالغ را در اختیار مساجد قرار دهند.

دعا کردن

دعا کردن یکی از راه های بیان نیاز خود به پروردگار می باشد. روزانه برای هر یک از فرزندانتان به طور مجزا و با صدای بلند دعا کنید. آنها با شنیدن نام  خودشان در دعا، به دعا کردن تشویق می شوند.






نوع مطلب : تربیتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 15 تیر 1393

هر گل خوشبو که گل یاس نیست

هر چه تلألو کند الماس نیست

ماه زیاد است و برادر بسی

هیچ یکی حضرت عبـاس نیست

میلاد حضرت عباس(ع) بر همه همکاران و دانش آموزان مبارک باد

 

 





نوع مطلب : پرورشی _ فرهنگی، تربیتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 خرداد 1393


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
پایگاه قرآن آنلاین و تلاوت قرآن